مرتضى مطهرى

108

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زيدبن ثابت - به نقل مسعودى در التنبيه والاشراف - به دستور پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله زبانهاى فارسى ، رومى ، قبطى ، حبشى را از افرادى كه در مدينه بودند و يكى از اين زبانها را مىدانستند آموخته بود و سمت مترجمى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را داشت . در تواريخ نقل شده است كه حضرت امير عليه السلام گاهى به فارسى تكلم مىكرده‌اند . به‌طور كلى آيين و قانونى كه متعلق به همهء افراد بشر است نمىتواند روى زبان مخصوصى تكيه كند ، بلكه هر ملتى با خط و زبان خود - كه خواه ناخواه مظهر يك نوع فكر و ذوق و سليقه است - مىتواند بدون هيچ مانع و رادعى از آن پيروى كند . بنابراين اگر مىبينيد ايرانيان پس از قبول اسلام باز به زبان فارسى تكلم كردند ، هيچ جاى تعجب و شگفتى نيست و به تعبير ديگر ، ايندو به يكديگر ربطى ندارد كه مغرضان آن را نشانهء عدم تمايل ايرانيان به اسلام بدانند . اصولًا تنوع زبان علاوه بر اينكه مانع پذيرش اسلام نيست وسيله‌اى براى پيشرفت بيشتر اين دين هم محسوب مىشود ؛ چه هر زبانى مىتواند به وسيلهء زيباييهاى مخصوص خود و قدرت مخصوص خود خدمت جداگانه‌اى به اسلام بنمايد . يكى از موفقيتهاى اسلام اين است كه ملل مختلف با زبانها و فرهنگهاى گوناگون آن را پذيرفته‌اند و هريك به سهم خود و با ذوق و فرهنگ و زبان مخصوص خود خدماتى كرده‌اند . اگر زبان فارسى از ميان رفته بود ، ما امروز آثار گرانبها و شاهكارهاى اسلامى ارزنده‌اى همچون مثنوى و گلستان و ديوان حافظ و نظامى و صدها اثر زيباى ديگر كه در سراسر آنها مفاهيم اسلامى و قرآنى موج مىزند و پيوند اسلام را با زبان فارسى جاويد ساخته‌اند نداشتيم . چه خوب بود كه چند زبان ديگر همچون زبان فارسى در ميان مسلمين وجود داشت كه هريك مىتوانستند با استعداد مخصوص خود به اسلام خدمت جداگانه‌اى بنمايند . اين اولًا . ثانياً ، زبان فارسى را چه كسانى و چه عواملى زنده نگاه داشتند ؟ آيا واقعاً ايرانيها خودشان زبان فارسى را احيا كردند يا عناصر غيرايرانى در اين كار بيش از ايرانيها دخالت داشتند ؟ و آيا حس مليت ايرانى عامل اين كار بود يا يك سلسله عوامل سياسى كه ربطى به مليت ايرانى نداشت ؟ . طبق شواهد تاريخى بنى عباس كه از ريشهء عرب و عرب نژاد بودند ، از خود